من تو دنيام
در کوچه می پیچد صدای گریه تا مرگ با یک سبد از مشرق و لبخند و گیلاس آهسته می میرد به پای گریه تا مرگ گفتم " ولی آهسته " اینک خده تا عشق اما شنیدم شروه های گریه تا مرگ خیلی دلم میخواست من هم بچه بودم تا خنده میکردم به جای گریه تا مرگ آقا اجازه ، ما کمی باید بخندیم ساکت : نباشد جز صدای گریه تا مرگ گویی صدای خنده می آید ، ولی نیست جز زهر خندی از خدای گریه تا مرگ یک ترکش از آیینه در چشمم نشسته است دیگر نمی گریم برای گریه تا مرگ . سلام به سکوت حس خوبی داره وقتی میدونی تنهایی و کسی نیست همش تو جونت بگه باید بهش فکر کنی الان فکرم آزاد آزاد شده خیلی حال خوبیه خیلی. الان آرومم یه زمانی فکر میکردم باید کسی باشه که آروم بشم ولی الان میدونم وقتی کسی نباشه همیشه آرومم الان خودممو خدام اینو خیلی دوست دارم خداجونم ممنون باز وقت رفتن رسید باز دلم گرفته ای دل چرا اذیتم میکنی؟ دل نامرد چرا نمیذاری راحت برم؟ دلمو باید بدم دست یه نفر امانت چه فایده. میدونم دلمو نمیخواد دلم مونده بیخ ریش خودم تنهام خیلی تنها تنها میرمو میدونم برگشتی ندارم کاش اونی که دوسش دارم باورم میکرد باور؟؟؟ آخه دیونه تو چی داری که باورت کنن؟ همین تنهایی مونده واسم اینطور بهتره هم برای من هم برای اونی که طاقت دیدن منو نداره میرم... خدایا دارم میام خدا دوست دارم ولی تو هم ندیدی دلمو مگه دلم چه عیبی داره که ندیدیش خدا؟ خدا مواظبش باش . خدا مواظب عشقم باش میخوام برم تا بودنم دوباره عذاب نشه خیلی خستم خدا خیلی خیلی خستم میخوام بیام پیشت استراحت کنم دوست دارم خدا جونم به نام خالق خیلی خیلی خستم. خیلی سخته کسیو دوست داشته باشی ولی ... خیلی سخته با نفس کسی زنده باشی ولی ... خیلی سخته لحظه لحظه عمرت به فکر کسی باشی ولی ... خیلی سخته حرف دلتو کسی نباشه گوش بده خیلی سخته اشک تو چشمت جمع بشه ولی سرتو بالا بگیری که کسی نبینه خیلی سخته دوری خیلی سخته نمیشه دل به هر کس داد نمیشه ار نفس افتاد پرنده با پر بسته نمیشه ار قفس آزاد نمیشه شب به شب خوابید فقط کابوس وحشت دید نمیشه در سکوت خود صدای گریه رو نشنید نمیشه غرق در غم بود ولی از گریه رو گردوند نمیشه تا ته آواز فقط از ترس فردا خوند گلوی ساز دلتنگی پر از فریاد خاموشه دوباره سر بده هق هق بزار دست صدا رو شه نمیشه دل به هر کس داد نمیشه دل به هر کس بست نمیشه رفتو راهی شد رسیدم باز به یه بمبست چه رسم نا هما هنگی همیشه رسم تقدیره نمیشه بودو عاشق بود واسه عاشق شدن دیره نمیشه غرق در غم بود ولی از گریه رو گردوند نمیشه تا ته آواز فقط ار ترس فردا خوند گلوی ساز دلتنگی پر از فریاد خاموشه دوباره سر بده هق هق بزار دست صدا رو شه من که عمرم را به پایت ریختم زندگیها را به پایت ریختم ای تو دیروز من و امروز من من که فردا را به پایت ریختم دیگر چه خواهی؟ دیگر چه خواهی؟ من که با خوب و بد تو ساختم ابرویم را به خاک انداختم در سفر تا هفت شهر عشق تو من که مرزی تا جنون نشناختم دیگر چه خواهی؟ دیگر چه خواهی؟ من که همچون بت پرستیدم تو را هر کجا رفتم فقط دیدم تو را با تمام گریه ها از دست تو می شکستم بغض و خندیدم تو را پس چرا ازردنم را دوست داری؟ حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟ مثل من هرگز کسی عاشق نبوده سوختن از عشق را لایق نبوده از توام بر اتش و خاموشم از تو تا نگویی در وفا صادق نبوده هر چه می سوزم تو می گویی کم است قصه ام ورد تمام عالم است پس چرا ازردنم را دوست داری؟ حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟ هر چه را می خواستی از من به دست اورده ای مرگ غرورم بس نبود که قصد جانم کرده ای من که دنیا را به پایت ریختم زندگیها را به پایت ریختم من که با خوب و بد تو ساختم ابرویم را به خاک انداختم دیگر چه خواهی؟ دیگر چه خواهی؟ من که همچون بت پرستیدم تو را هر کجا رفتم فقط دیدم تو را با تمام گریه ها از دست تو می شکستم بغض و خندیدم تو را پس چرا ازردنم را دوست داری؟ حسرت و غم خوردنم را دوست داری؟ من از عهد آدم تو را دوست دارم از آغاز خلقت تو را دوست دارم چه شب ها من و آسمان تا دم صبح سرودیم نم نم : تو را دوست دارم نه خطی ٬ نه خالی ! نه خواب و خیالی ! من ای حس مبهم تو را دوست دارم سلامی صمیمی تر از غم ندیدم به اندازه ی غم تو را دوست دارم بیا تا صدا از دل سنگ خیزد بگوییم با هم : تو را دوست دارم جهان یک دهان شد هم آواز با ما : تو را دوست دارم ٬ تو را دوست دارم

| Design By : Pichak |


